آویساآویسا، تا این لحظه: 15 سال و 4 ماه و 14 روز سن داره

آویسا

عروسک قشنگم

حضور تو قاب عکس خانوادگی مونو زیبا تر کرده، خنده شیرینت ،ناز و اداهای دلنشینت و از همه پررنگ تر مهربانی بی حدو حصرت شکوه محافل مون شده! عزیزک قشنگم این روزا هر کسی را میخواد ناز بده "کوچولی"(یعنی کوچولو )خطاب میکنه  میاد سمت من آروم رو پاهام میشینه لپمو تو دستش میگیره و میگه :کوچولی! مانا خوشجل! من خودشیفته هم کلی از اینکه عزیزترین دنیا خوشگل لقبم میده کیف میکنم!! پارسال بابا رضا از سفر چین این لباسوبرای خانوم خرید که تازه اندازش شده اما مگه میذاره یه عکس درست درمون ازش بگیریم!!!! اینم عروسک من در مرکب عروسک خودش ...
31 فروردين 1392

25 فروردین 1392

روز میلاد تو باران آمد روز میلاد تو بود  که هوا بوی شبنم و شقایق می داد  و خدا می خندید  عطر یاس از در و دیوار هوا می پاشید  و نسیم از تو بشارت می داد  باد بر پنجره پا می کوبید زلف افشان را بید در مسیر تو پریشان می کرد  هر کجا سروی بود به تواضع سر راه تو بر پا می خواست تاکها با تو تبانی کردند غوره ها از تپش قلب تو انگور شدند سرکه ها را خبر آمدنت شیرین کرد برگ ها از سر تعظیم تو می رقصیدند و خزان در قدم شاد تو نقاشی کرد و به تر دستی استاد ازل  شعبده ای بر پا بود  گوشها منتظر  اولین گریه ی شیرین تو بود چشمها منتظر  اولین ساغر سیمای تو بود  روز میلاد تو باز  مثل همواره خ...
27 فروردين 1392

متفرقه

چهارشنبه سوری  شاهکار خانومچه روی سرامیک  توجه توجه : اگه ضعف اعصاب دارید اصلا" از این اسباب بازیها نخرید.کار آویسا صبح تا شب شده موسیقی نواختن اونم با دوتا وسیله همزمان چند عکس از سیزده به در تو حیاط خونه خودمون(امسال بیرون نرفتیم و ناهار مهمون عمه مهناز بودیم)    عسلم داره بابا را توی تراس میبینه   اینم باغچه خوشگلمون دربهار سال92 آویسا در کنار کیک تولد تانیا جون ...
22 فروردين 1392

چه قدر بوی تو خوبست...بوی آغوشت

نازنین من امروز صبح چقدر دوباره دلت شیر خوردن در آغوش مامان را می خواست و من با چه خون دلی اینو ازت دریغ کردم! و تو بعد از کلی گریه و هق هق خوابت برد. دخترک قشنگم باید تحمل کنیم اگه حتی یکبار هم کوتاه بیام زحمت هر دومون هدر میره. عزیز مامان آغوش من همیشه و همیشه تا زنده ام برای تو باز ه ،گل زیبای من !بدون که برای مانا هم در آغوش گرفتن تو بزرگترین لذت دنیاست . اما دختر نازم دیگه بزرگ شده و باید شیوه ارتباطی با مامانشو تغییر بده .تا امروز موفق شدیم بیست روز را پشت سر بذاریم وکم کم باید اون یک وعده به قول خودت "کوشولو"شبانه را هم حذف کنیم . ...
19 فروردين 1392

سفر نوروزی

روز اول سال 92 به همراه مامانی و بابایی و خانواده خاله رویا راهی نوشهر شدیم قرار بود خانواده خاله گیتی هم روز بعدش به ما بپوندند که متاسفانه مادر خاله بهاره عزیزمون روز اول فروردین بعد از گذراندن یک دوره سخت بیماری فوت کردن و سفر اونها کنسل شد (خانوم بهار گلم چون میدونم همیشه اینجا را میخونی همینجا از صمیم قلب بهت تسلیت میگم.خیلی غم بزرگ و سختیه خدا بهتون صبر بده و به پدر خوبت سلامتی) پنج روز اول را پیش خانواده من بودیم و دو روز هم رفتیم رشت ویلای عمه مهنازپیش خانواده بابا رضا  روی هم رفته سفر خیلی خوبی بود و فقط جای خاله گیتی اینا خالی بود.منکه همش دلم پیش بهارمون بود... اینم درخت آویسا خانوم که پارسال براش کاشتیم و امسال شکو...
10 فروردين 1392

نوروز 92

با کلی تاخیر بالاخره موفق شدم بیام سراغ وبلاگ عسلکم! از چند روز مونده به سال نو ویکهفته اول سال جدید که سفر بودیم همش به بدو بدو گذشت که  صد البته خوش هم گذشت. عروسک قشنگم دومین عیدی بود که کنارمون بودی و عطر حضورت طراوت بهار را صد چندان کرده.آویسای من دیگه کاملا" حرف میزنه و با شیرین زبونیهاش دل هممون را میبره و کل فامیل عاشقش شدن!  امسال چون دورورمون شلوغ بود و سر آویسا گرم میشد پروژه از شیر گرفتن تا امروز که روز دهم فروردینه با موفقیت پیش رفته و فقط شبها اونم یکبار بهش شیر میدم.   خیلی عکس گرفتن از آویسا سخت شده ! به زحمت این چند تا عکس را از سفره هفت سینمون گرفتم   اینم لحظه تحویل سال نو ! عشق ماما...
10 فروردين 1392
1
niniweblog
تمامی حقوق این صفحه محفوظ و متعلق به آویسا می باشد